
رهاشده،'>رهاشده، رهاشده چون لاشهی برگی بر آب ... ای کاش
من مردِ خداحافظیِ همیشهگی نیستم
رهاشده، رهاشده چون لاشهی برگی بر آب ... ای کاش
نمیتوانستم
دیگر نمیتوانستم
صدای پایم از انکارِ راه برمیخواست
و یأسم از صبوریِ روحم وسیعتر شده بود
برچسب:
نویسنده: ساحل زارعینیا
تاريخ: سه
شنبه
23 تير
1405 ساعت: 16:27